عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

145

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و امّا اولاد الجانّ مسلمهم فى الجنّة و كافر هم فى النار ، و مع كل جنّى شيطان كما انّ مع كل آدمى شيطان ، و الجانّ خلق من خضرة النار و الشيطان من يحمومها و الملائكة من نورها . و معنى ابليس نوميد است يعنى ابلس من رحمة اللَّه و پيش از آنك لعنت بر وى آشكارا شد نام وى عزازيل بود گفته‌اند حارث بود و كنيت وى ابو كردوس بود أَبى وَ اسْتَكْبَرَ - سؤال كنند كه ابليس از فرمان سر وازد مستحق لائمه و عقوبت گشت و آسمان و زمين از فرمان سر وا زدند ، گفت فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها و بقول بعضى مفسران اهل آسمان و زمين سر وا زدند و آن گه درين ابا مستوجب عقوبت نگشتند چه فرقست ؟ جواب آنست كه اباء ابليس اباء استكبار و عجب بود و لهذا قال تعالى - أَبى وَ اسْتَكْبَرَ - و مستكبر مذموم بود ، و اباء آسمان و زمين و اهل آن اباء اشفاق و ترس بود چنانك گفت وَ أَشْفَقْنَ مِنْها و ترسنده معذور بود . گفتند آدم را فرمودند كه گرد شجره مگرد فرمانرا خلاف كرد و ابليس را فرمودند كه سجود كن نكرد و فرمانروا خلاف كرد ، هر دو نافرمانى كردند پس ابليس مستوجب لعنت گشت و آدم نه ، چه حكمت است ؟ جواب آنست كه نافرمانى آدم از جهت شهوت بود و نافرمانى ابليس از عجب و تكبر ، و تجبر و تكبر مزاحمت ربوبيت و وجب نقمت است . گفتند از آدم يك زلّت آمد در حال وى را از بهشت بيرون كردند ، و از فرزندانش هر روز چندين معاصى و زلّات آيد و آن گه عقوبت نميرسد ؟ جواب آنست كه آدم بر بساط قربت معصيت آورد و فرزندان بر بساط محنت ، و يك زلت بر بساط قرب صعب تر است از هزاران گناه بر بساط محنت ، و لهذا قال ابراهيم « يا ربّ لم اخرجت آدم من الجنّة ؟ » فقال أما علمت ان جفاء الحبيب شديد » و قيل اخرج آدم من الجنّة لأنّ الجنة ليست بدار التوبة فاراد ان يأتى الدنيا فيتوب ثم يردّه الى الجنّة . روى انّ اللَّه عزّ و جلّ قال - يا آدم لو غفرت لك فى الجنّة لغفرت لرجل واحد فكيف يتبيّن كرمى و رحمتى ، اخرج الى الدنيا و ائت بالعصاة من ذريتك حتى اغفر لك معهم ليتبيّن كرمى و جودى و رحمتى .